شيخ حسين انصاريان
8
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
3 - حسد بدون شك اگر انسان ، آشناى با قرآن و حقايق الهيّه و برنامههاى نبوّت و امامت و عارف به نفس خويش و عظمت مقام انسان و حقيقت ربوبيت حضرت حق نباشد ، قلبش مركز حسد و غلبه و حكومت اين صفت هلاك كننده و عامل نابودى خير دنيا و آخرت مىگردد . حسد به اين معنى است كه انسان چشم ديدن نعمت را از هر نوعش كه باشد ، به ديگران نداشته و علاوه بر آن آرزوى زوال و از بين رفتن آن و بدبختى و سيه روزى طرف مقابل را آرزو كند . بزرگان علم اخلاق در پرتو آيات قرآن و روايات ، مباحثى جالب در زمينهء حسد دارند كه دانستن آن براى هر مؤمن و مسلمان ، جهت مصون ماندن از ضربههاى مهلك اين صفت ، لازم است . حسد در كلام علامهء نراقى مرحوم ملّا مهدى نراقى در كتاب پرقيمت « جامعالسعادت » كه براى استفادهء عموم مردم تحت عنوان « علم اخلاق اسلامى » ترجمه شده مىفرمايد : « حسد ، آرزوى زوال نعمت از برادر مسلمان است ، از نعمتهايى كه صلاح او باشد . البته اگر زوال نعمت را از او نخواهد ، بلكه مثل آن را براى خود آرزو نمايد « غِبطه و منافسه » است و اگر زوال چيزى را از كسى بخواهد كه صلاح او نيست آن را « غيرت » خوانند . بيان تفصيلى آن ، اين است كه اگر انگيزهء حسد صرفاً حرص بر اين باشد كه آن نعمت به تو برسد ، اين از پستى و زبونى قوهء شهويّه است و اگر انگيزهء آن تنها رسيدن مكروهى به محسود باشد از رذايل قوهء غضبيّه است و از نتايج كينه توزى است و اگر باعث آن تركيبى است از هر دو ، اين از پستى و زبونى هر دو قوه است . و ضدّ حسد